close
تبلیغات در اینترنت
نامه کارگردان فیلم آقا و خانوم ميم به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
loading...

سی امین جشنواره فیلم فجر

تازه‌ترین ساخته روح‌الله حجازی هنوز در هاله‌ای از ابهام است. امروز درحالی پروانه نمایش بیست فیلم دیگر صادر شد که این فیلم در هیچکدام از بخش های جشنواره حضور ندارد.یادداشت روح الله حجازی خطاب به وزیر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی جناب آقای دکتر محمد حسینی گمان نمی کنم در جریان جزئیات رفتار تحقیر آمیز دست اندرکاران معاونت سینمایی نسبت به فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" باشید. اگر احقاق حقوق همکارانم در این فیلم نبود، مانند این چهار سالی که از ساخت اولین فیلم سینمایی ام گذشت، سکوت…

جت هیتر

 

سیستم های گرمایشی تولید شده در گروه صنعتی صبا هواساز در مدل های هیتر،  جت هیتر ،هیتر کابینتی،یونیت هیتر، هیتر موشکی ، کوره هوای گرم و بخاری صنعتی ساخته و به بازار عرضه می شوند

سایر محصولات صبا هواساز : رطوبت ساز , مه ساز , مه پاش , باکس فیلتر , هود موضعی

فن سانتریفیوژ , هیتر موشکی , کولر صنعتی , جت هیتر , هواکش مرغداری , هواکش سیرکوله , جت فن , کمپوست قارچ  کمپوست ملارد , خاک پوششی , کولر صنعتی , هواکش صنعتی , هواکش مرغداری , ایرواشر

 

 

 

 

نامه کارگردان فیلم آقا و خانوم ميم به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

تازه‌ترین ساخته روح‌الله حجازی هنوز در هاله‌ای از ابهام است. امروز درحالی پروانه نمایش بیست فیلم دیگر صادر شد که این فیلم در هیچکدام از بخش های جشنواره حضور ندارد.


http://fajrfestival.rozup.in/1865._caffecinema.com_.jpg


یادداشت روح الله حجازی خطاب به وزیر

وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

جناب آقای دکتر محمد حسینی

گمان نمی کنم در جریان جزئیات رفتار تحقیر آمیز دست اندرکاران معاونت سینمایی نسبت به فیلم "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" باشید. اگر احقاق حقوق همکارانم در این فیلم نبود، مانند این چهار سالی که از ساخت اولین فیلم سینمایی ام گذشت، سکوت می کردم. اما اکنون وظیفه شرعی خود می دانم مواردی را به اطلاع شما برسانم که اگر مایل بودید تمهیدی بیاندیشید تا از زیر دین حق الناس رها شوید.

اکنون که همگان بهت زده شاهد رفتار عجیب معاونت سینمایی در مورد به چالش کشیدن کیفیت فیلم هستند، همکاران شما سعی می کنند نتایج بدست آمده از هیئت انتخاب را تمام و کمال متوجه سلیقه اعضای آن نمایند، حال آنکه جمعیتی از صاحب نظران، اساتید و معتمدین سینمایی کشور این فیلم را آبرومند، ارزشمند و قابل تامل ارزیابی کرده و در مواردی شانس درخشش دست اندرکارانش را در بخش رقابتی این جشنواره پیش بینی نموده اند....


جناب آقای وزیر، موضوع اصلی مشکلی است که این آقایان با من دارند و بارها بروز آن را شاهد بوده ام، اکنون اما صدمه تنها متوجه فرد من نیست، [که اگر بود باز سکوت می کردم،] گروهی از بهترین آدمهای این سینما حال خوشی ندارند، این حق الناسی است که به شما متذکر شدم. همه می دانند، روی همه تاکید می کنم، نه تنها عوامل این فیلم بلکه اکثریت قریب به اتفاق آدمهای این سینما می دانند که "زندگی خصوصی آقا و خانم میم" جدی تر از آن است که بشود انگ بی کیفیتی را به آن نسبت داد.

جماعت سینمایی کشور جماعت فهمیده ای است و با یک نگاه به لیست عوامل فیلم از نام من گرفته تا نشان دیگر عزیزان خواهد فهمید که امروز قرار نیست داوری بر اساس واقعیتهای موجود در فیلم باشد بلکه نیّات شخصی در کار است. متاسفانه شوقی برای حضور فیلمم در جشنواره ای که روزی درخشش در آن سودایم بود ندارم و این باعث می شود، آرام تر گام بردارم، آرام و جدی.

کلام آخر اینکه من مطالب زیادی برای گفتن دارم اما صلاح نمی دانم در این شرایط به زبان بیاورم، همین موضوع حق الناس را اگر جدی بگیرید کافی است.

سید روح الله حجازی

 

يك سكانس از فيلمنامه "زندگي خصوصي آقا و خانم ميم"

داخلی. سالن همایش هتل. روز.

ناگهان سکوت پیش می آید. محسن طوری که انگار از کاری که کرده پشیمان باشد ته سالن نشسته است اما مثل قبل پلیور روی دوشش نیست. آوا کنارش لیوان نیم خورده آبی را بدست گرفته و به محسن نگاه می کند. آنسو پارسا روی سن با یکی از دخترها بازی می کند، یک لحظه صدای جیغش را می شنویم.

 

محسن :نشستی اینجا ماتم گرفتی / اینا دیگه بعد روت حساب نمی کنن

آوا ( توی خودش است): چیکار اینا دارم من؟. . . نمی رم دیگه!

محسن : کجا نمی ری دیگه؟ ینی چی من دیگه نمی تونم برم!؟ بازم دیگه و مگه!؟

 

آوا حرفی برای گفتن ندارد، اعتماد به نفسش را برای ادامه کار از دست داده.

 

محسن:  قرار داد داری تو! . . .  مگه کشکه؟

آوا:  روم نمیشه . . .

محسن: اینطوری می خوای برسی یه من؟ من دارم شیش اسبه می تازم، فاله رو نگا، از خودت تا من فاصله رو نگا! . . . ببین بیست اسبه هم بتازونی شاید، شاید ده سال دیگه گرد و خاکمو ببینی . . .

آوا: من چکار تو دارم؟

محسن:  تو با کی کار داری؟

آوا  (انگار با خودش حرف می زند) با هیشکی . . .

محسن: آدمی که با هیشکی کار نداشته باشه اصلن واسه چی هست؟

آوا:  من می رم . . .

محسن: بری دیگه نیستی! از این در که رفتی بیرون دیگه نیستی . . .

سکوت می شود.


منبع : کافه سینما


درباره اخبار ,
محمدرضا بازديد : 134 پنجشنبه 6 بهمن 1390 زمان : 17:9 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آرشيو
  • 1390

  • بک لینک بک لینک